تبليغاتX
هـیــچ کــس تنـهائـیم را حــس نـکــرد








هـیــچ کــس تنـهائـیم را حــس نـکــرد

♥¤ وقـت رفـتـنـت نبـــود خـداحافــظ عـشــق مــن ¤♥

  
هیچ کس تنهائیم را حس نکرد

 

لحظه ویرانیم را حس نکرد

 

در تمام لحظه هایم هیچ کس

 

وسعت تنهائیم را حس نکرد

 

آن که سامان غزل هایم از اوست

 

بی سرو سامانیم را حس نکرد

نوشته شده در چهارشنبه دوم آذر 1390ساعت 19:41 توسط مرتضی



با   سلام   خدمت  شما    دوستان   عزیز


سرانجام  انتظارها     به   پایان   رسید  و  سورپرایز  ما  برای  شما  عزیزان!؟


پیشنهاد می کنم    این  سورپرایز  را  از   دست    ندهید!


این سورپرایز   کاری  از خودم  و  آقا     پژمان     داداش  گلم  هست


امیدوارم به   دل  گرمتون   بشینه

برای  دانلود  به ادامه مطلب  مراجعه کنید :



:ادامه مطلب:
نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت 1391ساعت 14:0 توسط مرتضی




امشب دلم گرفته بود ازتو نوشتم عشق من


باز اشک من جاری شدو آه بی وفا عشق من


اومدم سراغت اما تو ندیدی اشک من


چشم به راه تو میمونم تا تو برگردی پیش من

 

خوب دلم رنجید ازت ای خدا تورو خداکاری بکن


چشم من کم سو شده به بخت من نگاه بکن


ای خدا موهام سفید اما هنوز به یادشم


درسته تنهام گذاشت اما هنوز به یادشم


 

دیگه چشمام نمیبینه ای خدا خودت نظر کن


قلب من بدجور شکسته خب خودت برام دعا کن


آره من یه گوشه گیرم که سه سال تنها نشسته


که سه سال خوشی ندیده کی الان پیشش نشسته

 

خب دیگه حرفی ندارم دوریت منو شکسته


بعد رفتنت عزیزم غم به قلب من نشسته


تو دیگه برنمیگردی آره من اینو میدونم


بعد رفتنت عزیزم تا ابد تنها میمونم

نوشته شده در سه شنبه هشتم فروردین 1391ساعت 21:0 توسط مرتضی|




باز صورتت خیسه گلم ببین که کم تحملم


تورو خدا گریه نکن نگو که من مقصرم


آهای خدا ببین چی شد آخر عشق ما دو تا


میگه برو تنهام بزار این بوده عشق ما دو تا


ای بی وفا ببین چه جور اشکام به خاطرت میاد


اما تو بی تفاوتی پشت کن به من تو راحتی


اگه ازم تو سیر شدی دیگه ازم دلگیر شدی


باشه میرم ای بی وفا ببخش که با من پیر شدی


ای بی وفا دارم میرم دیگه به هم نمیرسیم


دیگه تموم شد عشق ما آخ که چقدر دلواپسیم


شاید گلم خدا نخواست رفتن من با لحظه هاست


مسافرم باید برم گریه نکن خدا نخواست

نوشته شده در شنبه سیزدهم اسفند 1390ساعت 13:45 توسط مرتضی|



در تاریخ 22 بهمن ماه دنیا صدای گریه


کودکی را شنید که امروز


تنها بهانه برای خندیدن من است


امروز را با هم لبخند میزنیم


یلدا جوووووونم تولدت مبارک

 

سلام خدمت   شما  عزیزانم


امروز  تولد  یکی از عزیزانم  هست   که لبخند  روی


لبم رو به   اون مدیونم   و تصمیم گرفتم  در   ازای  


اون  همه مهربونی هاش  براش  یک  جشن تولد  بگیرم


میدونم  این  تنها   کاریه  که  میتونم  براش  انجام بدم


و  دوست  داشتن خودم رو بهش   اثبات   کنم


جا   داره  از  همین  جا  بهش    بگم  عزیزدلم  تولدت مبارک



در این جا جای داره حال و هوای جشنمون


رو عوض کنم و دو کلیپ بسیار زیبا به همراه


نسخه های صوتی آن ها که حتما پیشنهاد میکنم


دانلود کنین رو برای شما عزیزان بذارم


امیدوارم خوشتون بیاد و از ادامه جشن لذت ببرید




کلیپ اول : کنسرت دلیل رفتنت ( تولدم شد ) از



استاد مجید خراطها عزیز



Download



نسخه صوتی : دلیل رفتنت ( تولدم شد ) از



شکسته دل استاد خراطها



Download



کلیپ دوم : کنسرت تولد از بنیامین بهادری



Download



نسخه صوتی : آهنگ تولد از بنیامین بهادری



Download

نوشته شده در شنبه بیست و دوم بهمن 1390ساعت 0:1 توسط مرتضی|



  

هیچ کس با من در این دنیا نبود

 

هیچ کس مانند من تنها نبود

 

هیچ کس دردی زدردم برنداشت

 

بلکه دردی نیز بر دردم گذاشت

 

هیچ کس فکر مرا باور نکرد

 

خطی از شعر مرا از بر نکرد

 

هیچ کس معنای آزادی نگفت

 

زود اسیرم کرد تا که از دردم شنفت

 

هیچ کس دردی نکرد از من دوا

 

جز خدای من خدای من خدا

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 0:2 توسط مرتضی|



 

نه باورم نمیشه دستات تو دست اونه

 

رفتی با یک غریبه رفتی دلم چه خونه

 

 

رفتی ولی چشم من همش به راه جاده

 

شاید بیای کنارم نفرین به راه جاده

 

 

نفرین به قلب سنگیت ندیده اشکو آهم

 

ندیده شب نشینی نبودی در کنارم

 

 

نفرین به این زمونه کی دردمو میدونه

 

کی  پیش اون نشسته رفته با هیچ بهونه

 

 

بیا ببخش گناهم اگرچه بی گناهم

 

بیاکه دل شکستم نبودی تکیه گاهم

نوشته شده در یکشنبه چهارم دی 1390ساعت 0:28 توسط مرتضی|



  

تسلیت قلب صبورم اون دیگه برنمیگرده

 

آره قسمت تو اینه چرا هی گریت میگیره

 

تسلیت قلب صبورم دیگه تنها نمیمونه

 

خوب چرا تنها نشستی میگیره دلت بهونه

 

تسلیت قلب صبورم دیگه دستاشو نداری

 

دیگه امیدی نداری سر روی شونش بزاری

 

تسلیت قلب صبورم پیرهن عزا به تن کن

 

یاد اون باش ولی خوب دیگه دستاشو رهاکن

 

تسلیت قلب صبورم خوب چرا تنها نشستی

 

میدونم سخته ولی باز سال ها به پاش شکستی

 

تسلیت قلب صبورم دیگه اون دوستت نداره

 

سهم اون یه عشق تازه سهم تو طناب داره

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آذر 1390ساعت 0:47 توسط مرتضی|



 

بی وفایی رسم این دنیاست و من باور نداشتم

 

تو را دیدم که دلگیری ولی دستاتو تودستاش گذاشتم

 

ولی هرگز نفهمیدی که من با تو چه کردم

 

نفهمیدی تو را خوشبخت و خود آواره کردم

 

تو را دادم به دست دیگری اما به سختی

 

حتی واسه دلخوشیم هم دست تکون ندادی رفتی

 

در ست چند ساله که تنهام گذاشتی

 

منه عاشق رو اصلا دوست نداشتی

 

دل تنهام که رسمم بود با تو

 

خداییش مشکل از من بود یا تو


نوشته شده در پنجشنبه سوم آذر 1390ساعت 7:35 توسط مرتضی|



دانلود کلیپ دریا از استاد مجید خراطها(که کار خودمه)

پیشنهاد میکنم حتما دانلود کنید


Download

نوشته شده در چهارشنبه دوم آذر 1390ساعت 19:41 توسط مرتضی|



  

شب ها سکوت تنهایی همش فکرو خیال تو

 

همش دلگیرم از دیروز همش دلتنگی فردا

 

 

شب ها خوابم نمیگیره کجا رفتی بدون من

 

کجا رفتی که این خونه شده قبرستان من

 

 

روزم تاریک چون سرده تنم میسوزه از دوریت

 

چشام لبریز از اشکه همش دلگیرم از دوریت

 

 

سفر رفتی عزیز من ندانستم که نامردی

 

ندانستم کجا رفتی تو دیگه برنمیگردی

 

 

برو که فکر رفتنت آتیش به جونم میزنه

 

غم از تو باوفاتره هرشب به من سرمیزنه

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم آبان 1390ساعت 14:38 توسط مرتضی|




مریضم کرده تنهایی شدم دلگیر از این دنیا

 

بیا سراغ من یک دم دارم میرم از این دنیا

 

 

مریضم کرده تنهایی بیا طبیب قلب من

 

ببین موی سفید من بشین یک دم کنار من

 

 

شبانه گریه ها کردم چقدر راز و نیاز کردم

 

خدا رفته بدون من مگه با اون چه کار کردم

 

 

 چیکار کردم بیادم نیست دیگه یک دم کنارم نیست

 

 شده قلبش پر از نفرت که یاد خاطراتم نسیت

 

 

خدا کاری بکن اون رفت ازت میخوام که برگرده

 

این بار قدرشو میدونم اگرچه اون ولم کرده

 

نوشته شده در جمعه پانزدهم مهر 1390ساعت 19:16 توسط مرتضی|




دانلود
 يك ريميكس  بسيار زيبا از مجيدخراطها  و مجید علیپور

که کار خودمه

دانلود

نوشته شده در شنبه دوم مهر 1390ساعت 15:43 توسط مرتضی|



روزگارم رو سیاه کردی و رفتی     مرا با غم آشنا کردی و رفتی

 

در آن لحظه که محتاج تو بودم    رقیب رو توصدا کردی و رفتی

 

تو رفتی باکسی که عاشقت نیست  چنین تنها شدم درباورم نیست

 

شدم تنها بیا برگرد کنارم         میان این جهنم تو منو تنها نزارم

 

چشام لبریزاشکه چرا نیستی کنارم   اگه بی من خوشی حرفی ندارم

 

تو رو با چشم گریون به خدامون میسپارم

نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1390ساعت 0:43 توسط مرتضی|



نه باورم نمیشه که تو منو از یاد ببری 

تولدم شد بی وفا از تو نیومد خبری 

چشمای من خشک شد به درحالاکی بی وفاتره 

بالو پرش دادم ولی دیگه واسم نمیپره 

این رو بدون دستای من گرمی دستاتو میخواد 

تورو به عشقمون قسم اون روزا رو یادت بیار



نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390ساعت 1:12 توسط مرتضی|



 

جوابم کردن دکترا


چه روزهای سختی دارم


بذار که باشم پیش تو این دم آخر خوش باشم


ای بی وفا دارم میرم منو دیگه نمیبینی


حتی نمیخوای واسه من یه دستی هم تکون بدی؟


گریه نکن برای من یه کم دعا برام بکن


اشکای تو دروغیه داری میریزی اشک شوق



ولی بازم دعا بکن شاید دعات اثر کنه

شاید خدا حرف تورو از بنده هاش جدا کنه

حالا قدرتو میدونم حالا که دارم میمیرم 

کاش تو اون دنیا بتونم دستای تو رو بگیرم 

اون دنیا جام خوب خوبه دلم واسه خوشی تنگه 

اون خدا که من میدونم حتی آتیشش قشنگه

نوشته شده در جمعه چهاردهم مرداد 1390ساعت 1:3 توسط مرتضی|



 

بعد از چند سال تو را دیدم چقدر رو به راه بودی

 

چقدر بی خیال من چقدر بی وفا بودی

 

نپرسیدی تو این چند سال بدون من کجا بودی

 

چی آمد برسرت ای وای تو اصلا یاد من بودی

 

. . . . . . . . . . .

. . . . . . . . . . .

. . . . . . . . . . .

 

تو دیدی حال روز من ولی قلب رو رها کردی


وقتی محتاج
  تو بودم رقیب رو تو صدا کردی

 

حالا دیره که برگردی ندیدی که چه ها کردی

 

ندیدی رنج تنهایی مرا با غم فنا کردی

 

شبو روزم پراز اشکه تو میخواستی که برگردی

 

توی تنهایی میپوسم نمیزارم که برگردی

نوشته شده در چهارشنبه پنجم مرداد 1390ساعت 23:33 توسط مرتضی|



کی اشکاتو پاک میکنه شبها که غصه داری

  

دست رو موهات کی میکشه وقتی منو نداری

  

حالا دیگه من مردمو تو باید زیر تابوتم بری

  

شبای جمعه یادی از ما کنی و از یادم نری

  

واسم نماز میت بخونی و حلالم کنی

  

قول بده حالا که دیگه مردم به هیچکی نگاه نکنی

  

دیدارمون رفت به قیامت گلم ای خدا بهش بگو واسش تنگه دلم



نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390ساعت 21:9 توسط مرتضی|




خدا بگوکه برگرده بگو اینجا یکی تنهاست

بگو اینجا یکی بی تو اسیر غصه ی فرداست

 

بگو یادش نره دستات یه روزی واسه من بوده

نگاه مهربان تو یه روز تو چشم من بوده

 

خدا چرا عین خیالش نیست شاید تنها نمیمونه

شاید دیگه به یادم نیست چرا رفته از این خونه

 

حالا رفتی میدونم تو دیگه تنها نمیمونی

             ولم کردی به جرمی که خودت حتی نمیدونی.......؟

 

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم خرداد 1390ساعت 11:30 توسط مرتضی|



 

هیچکس در باغ تنهایی من نونهال آفتابی را  نکاشت

 

 کوله بار خسته ام را لحظه ای دست های مهربانی برنداشت

 

کاش  ای تنها امید زندگی می توانستم فراموشت کنم

 

یا شبی چون آتش سوزان عشق درلهیب بسته خاموشت کنم

 

کاش از باغ خوش رویای تو اختر اندیشه ام پر می گرفت

 

فارغ اندیشه ی هجران وصل زندگی بی عشقت ازسرمیگرفت

 

کاش احساس نیاز دیدنت چون وجودت از وجودم دور بود

 

کاش آن روزنمی دیدم تورا ای کاش آن روزچشمانم کوربود   

 

                       

نوشته شده در شنبه هفتم خرداد 1390ساعت 23:15 توسط مرتضی|



عزیز من کجایی تو

 

چرا رفتی زپیش من

 

چرا دستامو رها کردی

 

مگه از من تو چی دیدی

 

 

به جز دلتنگی های من

 

 

عزیز من تو که رفتی

 

سیاهه روزگار من

 

تمام شد دلخوشی هایم

 

فنا شد آرزوهایم

 

حالا دل خوش به این روزم

 

میای روزی سر قبرم

 

میبینی سرگذشت من

 

نبینم گریه های تو

 

نگی بی وداع رفتی

 

نگی به یاد تو بودم

 

که میسوزه وجود من؟

نوشته شده در شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390ساعت 23:21 توسط مرتضی|



یادم نمیره دستات تو دست دیگری بود 

چشمان تو چه راحت تو چشم دیگری بود

 

یادم نمیره وقتی تو رفتی از کنارم

منو تنها گذاشتی با کوله باری از غم

 

یادم نمیره گفتی تو میری با غریبه

منو تنها میزاری رسم دنیا همینه

 

یادم نمیره اشکات یه روزی واسه من بود

اشکات رو پاک میکردم آخه واسم عزیز بود


آخه چرا عزیزم منو تنها گذاشتی 

رفتی با یک غریبه قلب منو شکستی


میای  روزی عزیزم که دیگه خیلی دیره

  وقتی میای که دیگه تنم تو گور اسیره..........؟


نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1390ساعت 22:34 توسط مرتضی|



دلم گرفته از چشات بغضم شکسته از گریه هات

تاکی بشینم منتظر میدونی عاشقم به پات

من از چشای خیس تو رنگ غروب رو میخونم

این رو بدون تا آخرش منتظر تو میمونم.......!!!؟

نوشته شده در یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390ساعت 23:38 توسط مرتضی|



یک شب بهم گفت :

 

ای با وفا من میمونم تو هم بمون  

 

گفتش بهم یادت نره این عهدمون 

 

حالا کجا رفت اون بی وفا .....؟!



نوشته شده در یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390ساعت 18:54 توسط مرتضی|



 

در خونه چرا بازه چرا این خونه دلگیره  "  دارم یخ میکنم انگار داره خون از تنم میره 

 

دارم دلواپست میشم اگه هستی بگو هستم " کجا رفتی بدون من که می لرزه همش  دستم

 

چراحلقت توی خونست چرا اینو رهاکردی " دارم حس میکنم کم کم که پیشم برنمیگردی

 

به هم ریختست چرا خونه دلت عزم سفرداره " هوا تاریک شدبرگردآره برگردخطر داره

 

نگهداری ازت واسم به زیر سقف این خونه  " مثل کبریت تو باد و مثل شمع تو بارونه

 

اینم از آخرین کبریت کشیدم تو مسیر باد " یا بر میگردی یا میری ال الله هر چه باداباد

 

توی این خونه میپیچید همیشه بوی عطر تو "  بازم باختم تو این بازی بازم یکی به نفع تو

 

شاید یک روزی این حرفام منو یاد تو بندازه  "  بفهمی عاشقت بودم بدون حد واندازه

 

تو که رفتی یا بارونی ولی قلبم پر از درده  "  آخه کی مثل من داره مثل پروانه میگرده

 

 اصلاچی شدبه این زودی شدم دلداه و ولگرد"کی دستاشوگرفت این بارکی دستای منو ول

 

 

چه کارکردی که بعداز تو تموم خونه داغونه " نه انصافا چه کارکردی که ازدنیا دلم خونه

 

فضای خونمون بی تو مثل انبار اندوهه " چه کارکردی که بعداز تو تموم خونه بیروحه

 

شبا فکر و خیال تو چرا خوابم نمیگیره  "  نه تنها لحظه هام حتی تموم خونه دلگیره 

 

حالاکه شب به شب رفت و توام تنهایی سرکردی "توی تنهایی میپوسم نمیزارم که برگردی

 

نمیخوام دیگه برگردی تو که تنها نمیمونی " ولم کردی به جرمی که خودت حتی نمیدونی

 

منم میرم از این خونه خداحافظ در ودیوار " خداحافظ شکستم من به یاداولین دیدار


 

نوشته شده در یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390ساعت 14:49 توسط مرتضی|




ღღ Last Post ღღ
»
» انـتـظـار بــه پـایـان رسـیـد...؟
» امشب دلم گرفته بود از تو نوشتم عشق من......!!!
» مسافرم باید برم گریه نکن خدا نخواست.....!!!
» تولدت مبارک گلکم ........
» هیچ کس مانند من تنها نبود .....!!!!!!؟
» نه باورم نمیشه دستات تو دست اونه....!!؟؟
» تسلیت قلب صبورم پیرهن عزا به تن کن .......؟؟!؟
» تو را دادم به دست دیگری اما به سختی .......؟!!؟؟
» Majid Kharatha - Darya
Design By : ParsSkin.Com